محمد بن جرير الطبري (مترجم: جمعى از علماء در نيمه دوم قرن چهارم)

585

جامع البيان عن تأويل آي القرآن (تفسير طبرى) (فارسى)

كرديدى شما در كار حرب كردن ، بيك خداى عزّ و جلّ سلامت داد زان بد دلى ، حقّا كه خداى است داناى اى به خداوند سينه‌ها - بدانچه در سينه‌ها است - * 44 - و آن وقت كه باز نمود با شما اى مؤمنان در آن وقت كه با هم رسيديد در حرب در چشمهاى شما اندك مايه تا دلير شويد بر ايشان ، و اندكى نمود شما را در چشمهاى ايشان ، تا واگذارد و براند خداى عزّ و جلّ كارى از نصرت كبود گردانى وز كار درآوردنى ؛ و با خداى عزّ و جلّ گردد سرانجام كارها * 45 - اى آن كسها كه بگرويدند چون باز رسيد با گروهى كافران پس بر جا بيستيد ؛ و ياد مىكنيد بدل و زبان خداى را عزّ و جلّ بسيارى ، تا مگر شما اميد ان كه برهيد از دوژخ و بياويد بهشت « 1 » * 46 - و فرمان بردار باشيد خداى عزّ و جلّ و پيغامبر او را ، و وايكديگر پيكار و اختلاف مكنيد كه آن گه بد دل گرديد در حرب كردن و بشود باد و دولت و قوّت شما ، و شكيبايى كنيد حقّا كه خدايست به يارى و نصرت واشكيبان در حرب واكافران « 2 » * 47 - و مه باشيد اى مؤمنان چنان كسهاى كه در نافرمانى بيرون آمدند از خان و مان‌هاى ايشان دانكى را و خواست ديدار مردمان را « 3 » ، و مىبازدارند خلق را از راه دين و طاعت خداى عزّ و جلّ ، و

--> ( 1 ) - تا مگر شما برهيد . ( خ ) ( 2 ) - و بشود نيروى شما ، و صبر كنيد كخداى با صابران است . ( خ ) - و بشود قوت شما و شكيبايى كنيد كه خدا يار شكيبايان است . ( نا ) - و برود باد شما و شكيبايى كنيد كه خدا يار شكيبايان است - ( صو ) ( 3 ) - بهسارده ( ؟ ) - يعنى يارى و چشم ديدار مردمان . ( نا ) - نشاط گرفته و بر ديدار مردمان . ( صو ) - ما سان ده ( ؟ ) و ديدار مردمان . ( خ ) - ترجمهء : بَطَراً وَ رِئاءَ النَّاسِ ، و لغاتى كه از دو نسخهء « خ » و « نا » نقل شد مفهوم نشد . و در متن بجاى « ديدار » ، « دينار »